علی حیدری

0 %
علی حیدری
کارشناس بازاریابی دیجیتال
  • متولد:
    ایران، یزد
  • ساکن:
    ایران، تهران
ویژگی‌های من:
  • عاشق فراگرفتن
  • دوستدار یاددادن
  • کمال‌گرایی که سعی می‌کنه کمالگرا نباشه!
  • علاقه‌مند به کار تیمی
  • بسیار خوشبین
  • اغلب لبخند بر لب :)

من و مهندسی صنایع!

15 بهمن 1400

حدودا ۵ سال پیش بود. یه پسر کنکوری ۱۷ ساله بودم و مثل اکثر بچه‌های کنکوری، من هم تو فکر انتخاب رشته و اینکه چی بخونم و علاقم چیه و این چیزا بودم!
دنبال رشته‌های مختلف می‌گشتم و از آدمای متفاوتی که تجربه‌ی کار تخصصی و یا تحصیل توی این رشته‌ها رو داشتن سوال می‌کردم.

خب مجبور بودم بین رشته‌های فنی و مهندسی دنبال علاقم بگردم؛ چون تقریبا ناآگاهانه رشته‌ی ریاضی رو توی دبیرستان انتخاب کرده بودم. ولی یادمه اون موقع‌ها کم کم داشتم می‌فهمیدم که من آدم این رشته نیستم. من فنی نیستم. من ذهن ریاضیاتی خوبی ندارم!

این وسط داشتم به دروس مدیریت و رشته‌های علوم انسانی علاقه پیدا می‌کردم. وقتی اولین بار اسم رشته‌ی مهندسی صنایع رو دیدم، یادم نمیاد که چی تو ذهنم گذشته و چجوری تصورش کردم. احتمالا اون موقع داشتم فک می‌کردم که آره میری تو صنایع مختلف و پیچ‌گوشتی و آچار میدن دستت و…!

از حق هم نگذریم، اسم رشته خیلی غلط اندازه. هنوزم تو فامیل هر کی می‌پرسه چی می‌خونی و من میگم مهندسی صنایع؛ یه مکثی از طرف می‌بینم و بلافاصله سوالات همیشگی شروع میشه: «یعنی صنایع چی؟ صنایع غذایی؟ محل کارت کجا میشه اونوقت؟ کارخونه؟»
حالا بیا و درستش کن!

خلاصه بعد اینکه اسم رشته رو سرچ کردم و دیدم توی درس‌هاش نوشته اصول مدیریت و اقتصاد خرد و اقتصاد کلان و مدیریت بازاریابی و… گل از گلم شکفت. با خودم گفتم: «آخیش چی از این بهتر. هم مهندسیه، هم مدیریت و اقتصاد توش داره!» دیگه بعدا که بهم گفتن این رشته معروفه به گلابی و اینا که خیلی خوشحال‌تر شدم 🙂

از اون سال، بعد کلی تحقیق و صحبت با افراد مختلف، هدفم شد مهندسی صنایع و براش تلاش کردم و همین رشته رو هم با علاقه انتخاب کردم. به حرف مشاور کنکور و خانواده هم گوش ندادم و پامو کردم تو یه کفش که فقط صنایع.
یادمه آقای مشاور اون موقع بهم گفت که: «با این رتبت می‌خوای بری صنایع بخونی و بعدش دستت رو بکنی تو جیبت و پزش رو بدی؟»
منم از در اتاق که اومدم بیرون کل صحبتاش رو Shift + Del کردم.

قطعا اون موقع هیچ دید و تصوری نسبت به امروزم و حتی واقعیت مهندسی صنایع نداشتم. نمیگم بهترین انتخاب رو داشتم ولی به نظر خودم انتخاب درستی کردم و امروز از اون انتخاب، راضی و خوشحالم.

حالا دیگه فقط چند واحد مونده تا منم دوره‌ی کارشناسی مهندسی صنایع رو تموم کنم. و خب یک سالی هم هست که یک هنرآموز در زمینه‌‌ی بازاریابی دیجیتال هستم! توی این راه، دانشکار بهم این فرصت رو داد تا تجربه‌‌‌ی نوشتن برای بلاگشون رو داشته باشم. منم فرصت رو غنیمت شمردم و توی این مقاله از دانسته‌های اندک خودم در زمینه‌‌ی مهندسی صنایع نوشتم.

می‌تونید این مقاله رو از اینجا بخونید و خوشحال میشم که نظراتتون رو باهام در میون بذارید.

راستی شاید این مقاله کمک کنه یه نفر دیگه هم بتونه مسیر درست خودش رو برای آینده انتخاب کنه. شاید با انتخاب مهندسی صنایع و شاید هم با عدم انتخابش!
پس اگه افرادی رو می‌شناسید که مثل اون موقع من سردرگم هستند، حتما این مطلب رو باهاشون به اشتراک بذارید.

ارسال شده در گاه‌نوشته‌ها
یک دیدگاه بنویسید

© استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع مجاز می‌باشد.
ایمیل: info@aliheidari.me